برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
دلدادگی کن
بگذار این فصل زرد
کبود شود از بوسه های ما
کمی دیوانگی کن با من
لبخند بزن
بگذار هوای پاییز رنجینده نماند
بخندد
ذوق کند
و به آدمهای رفته بفهماند عشق در فصل بی برگی
پر برگ می ماند
برگی که اینبار
به اسم ما ورق میخورد.
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
اینجا پاییز است
و ابرها شتابی در باریدن ندارند
و ساعت دیواری
عقربه هایش را روی گذشته جا گذاشته
اینجا هنوز یک رز صورتی ،گوشه ی باغچه هست
که می خواهد از مسیر دست های تو
به موهای من برسد...
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
هر سایه ای که بگذرد از خلوتم تویی
افتاده ای به جان غزل های آخرم!
گاهی صدای روشنت از دور می وزد
گاهی شبیه ماه نشستی برابرم
یا روبه روی پنجره ام ایستاده ای
پاشیده عطر پیرهنت روی بسترم
گاهی میان چادر گلدار کودکی ات
باران گرفته ای سر گلدان پرپرم
مثل پری در آینه ها حـرف می زنی
جز آه…هرچه گفته ای از یاد می برم
نزدیک صبح، کنج اتاقم نشسته ای
لبخند می زنی و من از خواب میپرم…
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
آذر ای غمگین ترین دختر پائیز غم ات را می فهمم غم پایان پاییز بودنت ،غم دیده نشدنت را!تو نه "مهری" که آغازِ دوست داشتن های خیابان های زرد و نارنجی باشی ،و نه "آبانی" که هوایت پر از عطر خاک باران خورده
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
از حسِّ بغض ابرهای تیره سرشارم..
قهرت کشیده خط باطل روی افکارم ،
من فکر می کردم که انسانی ولی ...
انگارباید از این خوش باوری ها، دست بردارم
می لرزم از ترس همینکه خانه ی دل را
ویران کنی، مدفون شوم، د
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی
نماندنها
بدقولی ها..
وبی وفایی ها
باید باشد
کسی که هوای دلت را داشته باشد
یک همدم برای شنیدن حرفهایت
برای بخیر کردن شبهایت، روزهایت
برای وقتهایی که دلت آغوش بی منت
میخواهد...
و بودن * تو * در این میان عجیب دلچسب است
جانم....
برچسب:
نویسنده: محمد فراهانی